بادْغِيْس، ولایتى در شمال غربى افغانستان

پارک جنگلی النگدره به مساحت ۱۸۵ هکتار، در پنج کیلومتری مرکز شهر گرگان قرار گرفته است. اخیرا قضات دیوان عالی برزیل به حفظ یک منطقۀ اختصاصی سرخپوستان در ایالت شمالی رورایما، بهعنوان یک سرزمین واحد و یکپارچه رأی دادند و نام این منطقۀ اختصاصی را «راپورت سرا دو سول» گذاشتند که بیش از یک میلیون و 700 هزار هکتار، کنار مرز ونزوئلا، مساحت دارد و اکنون محل زندگی 20 هزار سرخپوست جنگل آمازون است. این شعر در زمانی سروده شده است که افغانستان دو جنگ خونین با انگلیس را پشت سرگذاشته و خاطرات تلخ و زجر دهندۀ آن جنگها هم چنان در حافظۀ اجتماعی و تاریخی مردم وجود دارد که نباید به فراموشی سپرده شود.

این کالبدها همان شهیدان ظلم فرنگ اند که با ناله و فغان از دشمن شکوه سر می دهند و در کنار گوری با هم گرد می آیند و می خواهند بر لوح آن گور برای آیندهگان پیامی بنویسند که از مکر دشمن غافل نمانید که دشمن در هزار چهره بازهمان دشمن است. در نهایت پیام آخرین همان است که دشمن را فراموش مکن و خود را و هویت خود را فراموش مکن و تاریخ خود را. همان گونه که گفته شد «شهیدان ظلم استعمار» نه تنها یکی از معروفترین شعرهای طرزی است؛ بلکه با مضمون و محتوای مقاومتگرانه و دشمن ستیزانه، زبان و نماد گراییهای که دارد، یکی از شعرهای تاثیر گذار او بر شاعران دیگر نیز بوده است.

با این همه در تمام این شعر چیزی که در ذهن من جایگاه خوش نیافت، همان «زلف یار» است که از مصراع نخستین شعر آویخته شده است. به زبان دیگر این شعر فریاد آزادیخواهانۀ شاعر است در روزگاری که انگلیس همه اختیارات سیاست خارجی افغانستان را در دست دارد. در گذشته ها معمول بوده که خوانین یا زورمندان، افراد خود را داخل جنگلات ساخته و قبل از اعلان شول پسته بیشترین پسته را می چیدند، که اکثراً این پسته خام و کیفیت آن پائین میبود.

آمد و رفت میان این دو جا چندان بود که گفتی دو آبادی بهم پیوسته است. مسر ریلی: اگر به هیجان سفر با قطار علاقه بیشتری دارید، با رزرو بلیط جلفا یا تبریز خود را به یکی از این دو شهر برسانید و سپس با اجاره خودروی سواری به سمت جنگلهای ارسباران حرکت کنید. به گواهی تاریخ امیر حبیب الله در قرارداد 1905 با انگلیس به گونۀ پدرش همه اختیارات سیاست خارجی افغانستان را دو دسته به انگلیس تقدیم کرد. در این شب تاریک کسی از میان چنین جنگلی با این همه درختان عفریت سار می گذرد.

شب تاریک، جنگل سیاه، جنگل مخوف و هیبتناک، درختان عفریت سار، زمین خون آلود، هوای تاریک و پردمه، جسدهای خونینی فتاده به هر سوی که از آنان خون جاری است همه و همه دریک سکوت ترسناک و اضطراب انگیز، چشم انداز خونین و استخوان سوزی را در برابر خواننده می گشاید. تا او گام بر می دارد در هرگام پایش به جسدی بر می خورد و صدای گامهایش در آن هوای تاریک پردمه می پیچد.

زلف بیشتر کاربرد تغزلی داشته و هر جا که با زلف یار بر می خوری گونهیی از عاطفۀ عاشقانه و تغزلی در تو بیدار می شود؛ اما این جا زلف یار ترا به چنان شب و جنگلی می کشاند که در هرگام هراس است و خون و مرگ و پیکرهای خونینی به هر سوی افتاده. در شعر گذشتۀ پارسی دری تا ورق بر می گردانی این زلف یار است که روی برگهای شعر شاعران سنبل افشانی می کند. نام آنان را پاسداریم که ستارهگان تاریخ ما هستند، سپاهیان گمنام آزادی خود را پاس داریم که بی هیچ هیاهویی خون شان را روی خاکهای تشنه و سنگ های داغ این سرزمین ریختند تا گل آزادی همیشه شگوفا بماند!

به میدانهای جنگ آزادی و مقاومت که جوانمردانی درخت آزادی را با خون خود آبیاری کردند و امروزه روح آنان از ما می خواهد که خون آنان را پاس داریم ، رادی و مردانه گی آنان را پاسداریم. وعده های غذایی بزرگ تر که قورت می دهند، می تواند برای چند هفته آن ها را راضی کند. این همه با زبان ساده و به دور از هرگونه تکلف ادبی بیان می شود و در کلیت شعر از چنان تاثیری بر ذهن خواننده برجای می گذارد که انسان خود را در دامن چنان شب خوفانگیر و چنان جنگل عفریت سار و زمین پوشیده از جسدهای خونین احساس می کند.

وقتی شعر پایان می یابد خواننده را رقتی نا شناختهیی فرا می گیرد و ذهنش می دود به گذشته های دور. سازه های بی ریای چوب و کاه و گِل را. شاعر در هر بیت خواننده را گام گام با اضطراب تازهیی رو به رو می رساند. طرزی در این شعر قدم به قدم ، به زبان دیگر بیت به بیت خواننده را از هفت خوان هول و اضطراب به دنبال می کشد و در هر بیت آتش جستجویی را در او بیدار می سازد. این چه حالتی است که در کنار این گور ترسناک پدیدار می شود! برای مثال: به یک گروه از مهاجران در صربستان گفته شده بود که آنان به یک مرکز پذیرش مهاجران منتقل می گردند؛ اما این گروه مهاجران در نیمه شب و هوای سرد، در یک جنگل واقع در مرز بلغاریا رها شدند.

و در ماه اسفند یکداستان دیگری رخ داد، و آن بیرون کردن سید جمال واعظ از شهر بود. جنگل سوماترا خانه گونه های زیادی از جانداران بخصوص جانداران در حال انقراض است که به موجب آن، جنگل توسط سازمان یونسکو حفاظت می شود و جالب است بدانید نابود کردن بیش از نیمی از جنگل و استخراج نفت در سال های اخیر، حیات جنگل را به شدت به خطر انداخته و گفته می شود جنگل بارانی سوماترا بیشترین نابودی را در میان جنگل های دنیا دارد.

در ۹ نوامبر سال ۱۹۸۹ یک کشتی مسافرتی کوچک با ۲۵ مسافر و خدمه از رودخانه آمازون میگذشتند که ناگهان حفرهای عجیب و ترسناک درست در مقابل آنها و در آبهای رودخانه ایجاد شد اما وقتی که کشتی رفتهرفته دچار این گرداب میشد، ناخدای کشتی که سالهای سال عمر خود را در این راه گذرانده بود، توانست کشتی را از غرق شدن نجات دهد ولی ۲ نفر از مسافران درون آب افتاده و جان خود را از دست دادند و همچنین ۱۰ نفر دیگر به شدت زخمی شدند.

همین رودخانه سبب رونق کشاورزی، باغداری و زنبورداری در روستای بلیران شده است. شما به رودخانه قلاشی رسیدهاید. بربنیاد این گزارش: مقام های کشورهای متذکره، خارج از چارچوب حقوقی، یا بررسی پرونده مهاجران، یا فراهم آوری کمک حقوقی و ترجمان و یا هم فراهم آوری سهولت دادخواهی؛ مهاجران را از یک کشور به کشور دیگر اخراج کرده اند. این گزارش همچنان ادعای آژانس بین الملی مهاجرت را تقویت می کند که مهاجران در حوزه بالکان به گونه مداوم از یک کشور به کشور دیگری اخراج می گردند. 75 تن از کسانی که مصاحبه کرده اند از هنگری به صربستان برگشت داده شدند، 19 تن آنان نیز از کرواشیا به صربستان، 44 تن از صربستان به بلغاریا و یا مقدونیه، یک تن از مقدونیه به یونان و 7 تن دیگر از بلغارستان به ترکیه اخراج شده بودند.

تمام 140 مصاحبه شونده گفته اند که در تلاش برای رسیدن به کشورهای مورد نظر خود، از سوی نیروهای مرزی کشورهای حوزه بالکان مورد بد رفتاری قرار گرفته اند. شمار زیادی از مصاحبه شونده گان، شهروندان افغانستان هستند و باقی آنان نیز پاکستانی، سوری، عراقی، ایرانی، مصری و لبنانی می باشند. این شعر که آن را می توان گونهیی از ترجیع بند گفت، شاعربا تکرار این بیت: شهیدان ظلم فرنگیم ما / به خون وطن لاله رنگیم ما / خواسته است تا ظلم و خونریزی انگلیس در افغانستان را بیشتر بر جسته سازد و برای مردم این پیام را بفرستد که سرزمینشان هنوز به گونهیی در چنگال انگلیس قرار دارد.

این جنگل خانه 5/2 میلیون گونه حشره، 3 هزار گونه ماهی، 1294 گونه پرنده، 427 گونه پستاندار، 378 گونه خزنده، 427 گونه دوزیست و تعداد بیشماری بیمهره است. تو خود را در آن تاریکی در آن جنگل در میان آن درختان عفریت سار می یابی! در بخش دوم شعر یا در پردۀ دوم این تراژیدی، دیگر آن صدای حزین و هراسناک را از ورای درختان عفریت سار نمی شنوی؛ بل این بار با حالت هراس آور تر، دردناکتر و در نهایت تراژیکتری رو به رو می شوی. قرارداد محلول پاشی هوایی از نوع B.T که یک محلول بیولوژیکی بوده و هیچگونه اثرات سوء دیگری نسبت به گیاهان، درختان و سایر عناصر اکوسیستم جنگلی ندارد، فی ما بین ادارهکل منابع طبیعی و آبخیزداری آذربایجانشرقی و شرکت هواپیمایی ویژه منعقد گردید.

دیدگاهتان را بنویسید